چیزهایی که نگفتم
روزگاری مردم دنیادلشان درد نداشت/هرکسی غصه اینکه چه میکرد نداشت/چشمه سادگی ازلطف زمین میجوشید/خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت
کارو ۲
برای مردن
تا روح بشر به چنگ زر ،
زندانیست
شاگردی مرگ پیشه ای انسانی است
جان از ته دل ، طالب مرگ است
...
دریغ
درهیچ کجا برای مردن جا نیست ؟
درباره من
دستمال کاغذی به اشک گفت:
قطره قطرهات طلاست
یک کم از طلای خود حراج میکنی؟
عاشقم "با من ازدواج میکنی؟
اشک گفت:
ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی!
تو چقدر سادهای خوش خیال کاغذی!
توی ازدواج ما، تو مچاله میشوی
چرک میشوی و تکهای زباله میشوی
پس برو و بیخیال باش
عاشقی کجاست!
تو فقط دستمال باش!
دستمال کاغذی، دلش شکست
گوشهای کنار جعبهاش نشست
گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد
در تن سفید و نازکش دویدخونِ درد
آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکهای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او با تمام دستمالهای کاغذی فرق داشت
چون که در میان قلب خود
دانههای اشک کاشت.
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
چاپ صفحه
خانگی سازی صفحه
اضافه به علاقه مندی ها
آرشیو
اردیبهشت 1387
ش
ی
د
س
چ
پ
ج
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
انتخاب ماه
اسفند 1386
فروردین 1387
اردیبهشت 1387
لینک دوستان
مرگ سکوت
حکایت های من
قصه تنهایی دختر دریا
کلبه درویشی ما
همه ی اشعارم
عاشقانه
since1989
دریای غم ساحل ندارد
در امتداد لحظه ها
محدود اما...
حرفهای یه پسر غمگین
قالب های بلاگ اسکای
مشاور املاک عشق
آسمان
یادداشت های شهرام
ای خدا دلگیرم ازت
یالان
دکتر علیرضا نوری زاده
آسمان
قرمز
پسر کاتاتونیک
نامه
شمیم
دیگر هیچ
دکتر بهنام محمودی
عکس های زیبای ایرانی
نوشته های پیشین
وقتی بزرگ شدم
مرا با عینک آفتابیم به خاک بسپارید
پروانه ها
دخترک رویا
هیچ فرقی نمی کنه
۲۵دقیقه مهلت
کارو ۲
کارو
صدا
تارا
چند تا؟ چقدر؟
عاشق شدن
دوست
آواز ماندن
کبوتر صلح
عاشق که شدم
خود آدم کیست؟
ایستادن ، بیرون از پناهگاه تو
من دوستت دارم
لطفا دوستم نداشته باش
بیست و پنج دقیقه به رفتن
محبوب آزار طلب
چیزهایی که نگفتم
طراح قالب
محمد روی دل
تعداد بازدید کنندگان : 4312